سلام دوستان عزیزم.

یک سری توضیحات رو که به نظرم لازمه براتون می گم . بعضی از خواننده های وبلاگم در نظر های خصوصی گفته بودند که خیلی مختصر ماجرای مصاحبه رو نوشتم .و باید با توضیحات بیشتری می نوشتم . راستش رو بخواهید قبل از مصاحبه وقتی خودم  ماجراهای مصاحبه بقیه بچه ها رو می خوندم  خیلی استرس پیدا می کردم و معلمم دایم می گفت اینها رو نخون  چون استرست بیشتر میشه  ولی من واقعا نکات زیادی رو از وبلاگها  یاد گرفتم  که حقیقتش  خیلی هم کارآمد بودند ولی وقتی زیاد و با ذکر  جزییات بودند (واقعا یادم هست ) که  قلبم  تند تند میزد و بارها صحنه از پله پایین رفتن  وداخل شدن به سفارت و نگاه آفیسر رو تجسم می کردم (مخصوصا ترس از مکابا دایم در من شدت می گرفت) و دایم می تر سیدم که او  آفیسر ما باشد.

بخاطر همین  هم نمیخواستم که خیلی  ریز ریز همه چیز رو بنویسم و راستش رو بگم نمی خوام که بگم که اصلا نباید بتر سید و استرس نداشته باشید بلکه واقعا  مصاحبه سخت هست ولی باید باید  باید خونسرد باشید فقط همین.  در روزهای آخر قبل از مصاحبه دیگر  رفتن به کانادا برای ما آنقدر مهم نبود بلکه فقط اصرار داشتم که در مصاحبه قبول شویم (مخصوصا برای حالگیری خانم X در دفتر وکیلمان) چون باور کنید با بچه کوچکی که دایم میخواهد دفتر وکتاب آدم رو پاره کند و تا بخواهی درس بخونی  بیاد بازی کنه یا شیر بخواد یا پی پی  کنه یا هزار تا دسته گل برات  آب بده  فرانسه یاد گرفتن خیلی مشکل میشه. تازه من همون موقع در حال جمع آوری اطلاعات در مورد شهرمای مختلف کانادا هم بودم .و هر روز به تمام  سایتهای مربوط سر میزدم .ولی فقط سعی کردم از خیالبافی در مورد زندگی در کانادا ( حالا چه خوب چه بد ) بیام بیرون و فقط به مصاحبه فکر کنم . چون حدود دو سالی به مهاجرت کاملا فکر کرده بودم. اما واقعا آماده شدن برای مصاحبه هم سخت بود. مخصوصا که شنیده بودم آفیسر ها به ایرانیها در مورد زبان و سابقه کار خیلی سخت میگیرند.ولی خیلی هم این طور نبود باور کنید آنها هم متوجه صداقت میشوند. ودر مورد زبان هم که به نظر من سخت گیری در کار نبود. باور کنید که وقتی آقای پواسون به همسرم گفت سطح زبانش در حد فرانکو فون هست خیلی خوشحال شدم .هر چند از خودم چیز زیادی هم نپرسید .

 بالاخره آفیسرها هم انسان  هستند . انها هم می دانند که ایران مملکت بسته ای است و ما  علی القاعده در عمرمان ممکن است اصلا یک  فرانسه زبان  هم ندیده باشیم  و طوری صحبت می کنند که ما هم بفهمیم . فقط سطح زبان را نباید آنقدر بالا زد که توقع آفیسر بالا برود و و بخواهد واقعا سطح زبان را تععین کند چون او برای امتحان زبان آفیسر نشده .!

 همه به ما گفتند که آن خانمی که در اتاق کناری ما بود خیلی مهربان است ولی مثلا یکی از دوستان ما می گفت  که تا گفته اند بچه کوچک دارند پرسیده که در غذایش چی میریزی و چه طوری برایش سوپ درست می کنی؟ حالا تصور کنید شما یک عالم  جواب سوالهای مهاجرتی اماده کردی که باید یکدفعه شروع کنی به اموزش آشپزی به زبان فرانسه!!

 بنابر این خیلی برای خودتان از پیش جواب آماده نکنید من که انقدر  جمله  ست ان پیی تقه دولوپه رو گفته بودم که پسرم دایم در خانه راه میرفت و میگفت دولوتوپه!!

 قهقههdevelotoopeh

همسرم هم که اصلا جواب آماده نمیکرد و میگفت اینطوری دیگه استرس فراموش کردن جوابهای از پیش تعیین شده رو ندارم

 و ریلکس ترم . خلاصه اینکه هرکس روشهای خودش رو داره . وبهتره که هر جور خودتون راحتید برای مصاحبه آماده بشید. راستش رو بخواهید فقط ما ایرانیها انقدر استرس داریم مثلا  من یک زوج لبنانی را دم در دیدم که واقعا ریلکس و راحت بودند . جان کلام اینکه تلاشتان را بکنید و به خدا توکل کنید ولی خونسرد باشید

شاد باشید
لبخند