ما و مهاجرت و دلتنگی

سلام دوستان عزیزم.ما خوبیم.اریم کم کم جا می افتیم. البته بگذریم که من یکسره گم می شم. حس جهت یابیم  رو به طرز وحشتناکی از دست دادم. فقط ساختمونها رو عین بی سوادها نشون می کنم تا گم نشم.

کار های اداری رو  تقریبا انجام دادیم فقط مونده ثبت نام کلاس زبان. یواش یواش باید برم سراغ پروژه  مهد کودک برای پسرم.اون هم یواش یواش داره از اینجا خوشش میاد. فقط خیلی دلتنگ مامانم می شه. دیروز آهنگ بوی عیدی فرهاد رو گذاشته بودم یک دفعه گفت ما مان  وقتی کانادا هستیم این آهنگ رو نگذار من یاد خونه مادر جون می افتم . دلم خیلی سوخت  و فهمیدم درد ما مهاجرهای ایرانی چیه؟ خاطرات. ما با خاطراتمون زندگی می کنیم. اینجا هم سعی می کنیم خاطره بسازیم تا دوستش داشته باشیم. الان همه بوها و شکل خیابونهاوساختمونها,چشم اندازهاووو...همه چیز بی خاطره است برامون.وقتی پسرم رو می بینم متوجه می شم شخصیت ما چطوری با همین خاطره ها شکل گرفته هر بویی و هر صدایی و هر رنگی یک رفرنس تو ذهن ماداره که اینجا ما می خواهیم به یاد اون نیفتیم چون دلتنگمون می کنه.

ما تو ایران به جز شرایط اجتماعی که نمی تونستیم تغییرش بدیم مشکل دیگه ای نداشتیم و وقتی به خاطر اون مجبور شدیم مهاجرت کنیم واز عزیزترین کسانمون بگذریم زجر زیادی رو تحمل می کنیم.ولی من جدا از پدر و مادرم ممنونم که هیچ وقت حس عذاب وجدان رو به من منتقل نکردن روزهای آخر یک روز به مادرم گفتم "مامان  ما رو ببخش که تنهات می گذاریم_آخر من یکدونه دخترم  ومامانم  خیلی به من وابسته است_ببخش که من نمی تونم  زحماتی رو که برای تربیت من کشیدی جبران کنم"ولی مامانم به من گفت درسته که من برای تو خیلی زحمت کشیدم همین طور برای دو تا برادر هات ولی منتی بر سر شما ندارم و توقعی هم ندارم  چون شما هم با دنیا اومدنتون و با همون سختیهایی که داشتید لذت مادر بودن رو به من هدیه دادین.

من فکر می کنم این یعنی مادر بودن. یعنی طوری رفتار کنی که فرزندت هیچوقت احساس عذاب وجدان و بی وفایی در حق پدر و مادر نداشته باشه. گرچه من همیشه فکر میکنم باید بهشون خدمت کنم ولی وقتی والدینم به چشم وظیفه بهش نگاه نکنن برای من ارزشمنده.

می خوام بهش بگم  مامانم خیلی دوستت دارم زیاد....هر جای دنیا و هر لحظه هم به یادتم

حالا دیگه خیلی از بحث مهاجرت و این حرفها دور شدم ببخشید.اینجا خیلی کار های زیاد هست که باید انجام بدیم ولی خوب خدا رو شکر خوب پیش میر ه همه چی و خیلی به سرعت هم انجام می شه . فقط یک نکته مهم اینکه  همه پولتون رو دلار آمریکا نکنید  که خیلی ریسک داره . ما در مجموع 400 دلار از بابت تبدیلش تو بانک خسارت دیدیم . البه فکر کنم بشه توی حساب دلار آمریکایی نگهشون داشت و با یک نرخ برابری مناسب توی یک روز  دیگه تبدیلشون کرد.  حالا خودتون می دونید . برای ما که سود نداشت که هیچ ضرر هم داشت.

نکته دیگر اینکه خیلی از سرمای هوا نترسید ما این چند روز حتی روزهایی هم که برف بارید خیلی سردمون نشد.ولی زود لباسهای مناسب اینجا رو خریدیم . البته تو حراج بود و قیمتها بدک نبود.

باز هم از دوستانی که اینجا هستند التماس دعا دارم ممنون میشم اگر راهناییم کنید.مفصلا همه چیز رو می نویسم به زودی...

دو.ستتون دارمزیاد

شاد باشید و امیدوار


ما رسیدیم مونترال

سلام دوستان عزیزم.ما الان مونترالیم. بلیطمون رو چند روز جلو تر انداختیم و کاملا بی برنامه و در هم و برهم تشریف آوردیم اینجا. خدا رو شکر روزی که رسیدیم هموا خیلی سرد نبود . یعنی  منو همسرم  هیچکدام کلاه سرمون نبود .و با همون پالتوهای ایرانمون بودیم...ولی خداییش خیلی سرد نبود.

نمی دونم چی بگم اصلا  حس نمی کردم اومدم یک یکشور دیگه... یک حس عجیبی داشتم . هنوز تو شوک ندیدن عزیزانم بودم . بر خلاف تصورم که فکر می کردم بچه ها  موضوع رو فراموش می کنند .پسرم اصلا این طوری نبود  و دائم می گفت دلش برا ی مادر بزرگها و پدر بزرگها تنگ شده . چنان از ته دل و سوز ناک گریه می کرد که دلم خون  شده بود. .توی این یکی دورزو هم اتفاقات خاصی نیفتاده . ما همه اش تو خونه ایم. هوا  خیلی سرده و چون ویک اند هست همه فروشگاهها تعطیل ه وبا این لباسها نمی تونیم بریم بیرون. بین مهاجرت تو فصل گر ما و سرما  خیلی  تفاوت هست. مخصوصا برای بچه دارها. ولی چاره ای هم نبود... می دونید که شرایط ایران چطوریه؟؟؟در مورد کارها و فرودگاه و بارها براتون به تفصیل می نویسم. فقط بگم که یک چمدون اضافه 200 دلار خرج بر می داره...گر چیز ضروری نیست نیارید.با توجه به قیمت دلار  به نظرم همه چی اینجا خیلی گرونه. ما تو داون تاون یک آپارتمان دو خوابه برای یک ماه اجاره کردیم 1800 دلار. خیلی لوکس نیست ولی بد نیست. برای بچه  یه خورده دلگیره برای بچه ایکه توی یک خونه سه خوابه بزرگ با انواع و اقسام اسباب بازیها سرگرم بوده طبیعتا دلگیره. مخصوصا که هیچ پارک و جایی هم نمی تونه بره . دوستان زیز بچه دار که مونترالند اگر می تونن راهنماییمون کنن یک زمین بازی سر پوشیده رو آدرس بدن بریمش. بچه ام بد جوری بی حوصله است...

دوستتون دارم . خیلی زیاد..بعدا براتون همه چی رو می نویسم.