سلام دوستان عزیزم

چند روزی خیلی گرفتار بودم و وقت نکردم براتون بنویسم.خوب من همچنان زبان  می خونم . یه جورایی خیلی احساس خوبی دارم نمی دونم چرا؟! ولی احساس می کنم اتفاق خوبی قراره برام بیفته شاید .. نمی دونم ولی امیدوارم که مدیکالمون زود بیاد.

 

خیلی دلم می خواد  این اکتاپوس آلمانی رو پیدا کنم و بفهمم آخر و عاقبت  این مهاجرت ما چی میشه؟  اگر طاقت نیاریم چی ؟ ولی تازگیها احساس می کنم که خیلی توانا تر از قبل شدم .دیگه هر حرفی ناراحتم نمی کنه . موضوعاتی که قبلا ساعتها یا حتی روزها فکرم رو درگیر می کرد دیگه اصلا برام مهم نیست. دیگه به اینکه کسی دوستم داره یا نه اصلا اهمیت نمیدم وقتی من همه سعیم رو می کنم که دیگران رو دوست داشته باشم ولی در عوض از خیلیها رفتار دلسرد کننده ویا گله های الکی می شنوم باید چی کار کنم. آخه من که مسئول همه ناراحتیها ی اطرافیانم نیستم که هر کس هروقت از چیزی ناراحت بود ناراحتیش رو سر من خالی کنه ! آخه من هم خودم خستگی و ناراحتی دارم .چرا همه فکر می کننند چون من  می خندم  هیچ مشکلی ندارم.ِِِِ

به نظرتون کسی که فقط ار آدم احترام وخوبی می بینه حق داره دایم  گله کنه چون فقط فکر می کنه که کس دیگری پیشش نیست که  بخواد ازش گلایه داشته باشه؟! نباید فکر کنه که  ممکنه یک روز صبر من هم تموم بشه و من هم تنهاش بگذارم.؟

فکر کردن به این موضوعات ناراحتم میکنه ولی دوست دارم نظر شما رو هم بدونم دلم خواست باهاتون درد دل کنم.

با این خبرهایی که از فدرال و سرمایه گذاری شنیدیم احتمالا دوباره تعداد مهاجرها زیاد می شه .من که هر کسی رو تو کلاس زبان می بینم در حال مهاجرته. راستی کسی خبر داره که در قانون جدید فدرال شرط سن هم وجود داره یا نه؟  راستی مدرک فنی و حرفه ای هم تاثیری داره یا نه؟

اگر می دونید لطفا برام بنویسید.

شاد و خوشحال باشید.